درمیان گریه هایم

در میان گریه هایم

همچو یک شمع مذابم

در میان آرزوها

چون کویری در سرابم

چشمه ایی خشکیده از امواج آبم

من سرودی در گلو بگرفته از غم

من چو فانوسی به طاق بیکسی ماوا گرفتم

شمع بی نورم که در فانوس جانم جا گرفتم

قوی تنهایم که در تنهایی خود

رفته ام از یاد یاران دیر سالیست

مرغ غم در جان من خوش کرده منزل

وای بر من

وای بر دل

/ 2 نظر / 19 بازدید
زهرا

چرا تو این قدر ناامیدی بابا عید اومد یک خورده از حال و هوای دسپری بیا بیرون گلم

Firuzeh

وای من گریه ام گرفت... با اینکه خیلی حالم خوبه